...از دوستت دارم تا
من و تو. مقصر (و) است که نمی گذارد ما شویم
سلام دوستای گلم ممنون از لطف همه تون ولی باید برم چون راه دیگه ای ندارم
ممنونم از آقا مهدی و نفس که این قدر به من لطف دارن و همچنین سفیدبرفی که خیلی خیلی دوسش دارم ، ممنونم از فاطمه که هیچوقت تنهام نذاشت و آقا سهیل که هر روز با مطالب قشنگش دلشاد می شدیم و همچنین یلدا خانوم با اون جمله های خیلی خیلی قشنگش.
برام دعا کنید. خدانگهدار
من روز خویش را
با آفتاب روی تو ،
کز شرق خیال دمیده است ،
آغاز میکنم
آن لحظه ها که مات
در انزوای خویش ؛
یا در میان جمع
خاموش مینشینم
موسیقی نگاه ترا گوش میکنم ،
گاهی میان مردم در ازدحام شهر
غیر از تو ،
هر چه هست فراموش میکنم
عشق می بارد
بیا بدویم در باران
تو تا ...
ته کوچه های دلم
من تا ...
زیر رنگین کمان چشمانت
بستر نگاهم پر شده از گرمای تو
و زمزمه لبم صدای اسم تو
عطر حضورت را بر تمامی، زوایای دلم پاشیدی
و با هر قطره باران هزار بار
فریاد زدم
که
دوستت دارم
تو از آن سوی تابستان برایم سیب می چینی
من این سو مانده ام دلگیر!
در بند زمستانم
به روی شانه ام انداختی بارانی ات را
مبادا یخ کنم
اما نه؛
آتش شو!
بسوزانم.....
چه نیاز است مرا
شاعر شعری بودن ؟!
چشم تو ...
دیوان غزلهای من است !
تراشِ دستهایت
وامدار زیبایی ست
و انگشتانت شرابِ نور را هم می زنند
با موسیقی نگاه
و آوازِ احساس
تا خمخانه آسمان رنگِ سرخ گیرد
دست های تو در گردنِ شعر می پیچد
با اشتیاقی
که آفتاب تشنه
شبنم را می نوشد
چشم من
لبهای تو را می بوسد
و دلم ...
طعم تو را می گیرد
من تو را براي شعر
بر نمي گزينم
شعر مرابراي تو
برگزيده است
در هشياري
به سراغت نمي آيم
هر بار از سورش انگشتانم در مي يابم
كه باز نام ترا مي نوشته ام...
نگاهت می کنم
تکثیر می شود دلم
در آئینۀ چشمانت
و من ...
با هزاران هزار دل
تو را دوست می دارم
| Design By : Pars Skin |

